اس ام اس تلخ جدایی | سایت سرگرمی خربزه

http://www.pix2fun.net/wp-content/uploads/egardesh-21.gif

بستن

محصولات


...................................................................

...................................................................

اس ام اس تلخ جدایی

براي دريافت جديدترين و داغ ترين مطالب در ايميل تان، اينجا کليک کنيد

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

اس ام اس تلخ جدایی

اس ام اس تلخ جدایی


تنهایی یعنی نه خودش هست که از تنهایی درت بیاره نه فکرش اجازه میده تنهاییتو با کس دیگه ای پر کنی …
::
::
تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم
تنهایی را دوست دارم زیرا که خداوند هم تنهاست
تنهایی را دوست دارم زیرا انتظار کشیدنم را پنهان خواهد کرد …
::
::
او رفت و من در حسرت نگاهی پر راز ماندم ماندم تا بیاید و پاسخ دهد چرا ؟ چرا تنهایم گذاشت و در حسرت پرسیدن این سوال هم ماندم !
::
::
تنهایی یعنی این همه آغوش واسه تو بازه اما تو همونیو میخوای که بهت پشت کرده …
::
::
تنهایی یعنی بری عطری رو که اون میزده رو بخری و بزنی به خودت تا فکر کنی کنارته …
::
::
تنهایی یعنی هر کانالی که دلت میخواد ببینی و کسی بهت غر نزنه …
::
::
نه مژده ای
نه مسیحا نفسی
و نه آمدنی!
این شد که به فال بی اعتقادم!
::
::
آدم هـایِ خـوب از یـاد نمـیـرن !
از دل نمـیـرن !
از ذهـن نـمیـرن !
ولـی زودتـر از ایـنـ که فـکـرش رو بـکـنـی از پـیـشـت مـیـرن !
::
::
دلم قصه ای عاشقانه می خواهد که تا آخرش پای هیچ نفر سومی به میان نیاید !
::
::
من
تصوراتم از تو
با ” کــــــــاش ” گره خورده
تـــو ،
توقعاتت از من
با ” بایـــــــــد”

::
::

گـــ ــاهــــی
دلم بــرای زمـــ ـانی
کــه نمیشناختمت تنـــگ می شود
::
::
ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ، ﻗﺎﻧﻮﻥ “ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ” ﺍﺳﺖ!
ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺗﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ “ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ” ﺗﻨﮓ ﺷﻮﺩ..
ﺩﺳﺘﺎﻥ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ “ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ” ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ..
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ “ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ” ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ…
ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺷﮏ ﻣﯿﺮﯾﺰﯼ “ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ” ﺑﺮﯾﺰﯼ..
::
::
بعضی ” آه ” ها را
هر چقدر هم که از ته دل بکشی
باز هم سینه ات خالی نمیشود
امشب سینه ی من پر است از آن ” آه ” ها
::
::
دنبال تو گشتم
بعد از مدت ها رسیدم به خودم !
تمام وجودت مرا فرا گرفته
من ، تو شده ام . تو ، نیست
::
::
در جـَـــواب اَشک هـــای گـــَرمَم،
که روی گونه هایَم سُرسُره بــازی مــی کَـــردَنــد…
بـِین آن همه آدم،
در آخــــرین دیـــدار ِ رسمـــی مان…
نبایــــد مــی گفـــتـــی:
“دُنــــیای شُمـــا چــِقــَدر قـــَشَنگــــ اَستـــ”
دل اَست دیـگـر
مـــــی شکـــــنــــد…
::
::
عادت دارم
هَـــر روز
جـــــایِ انگشــــــتانم را از روی شیشــــه یِ مانیتور پاک کنم
آخــــر
نوازش کردن عکـــــس هایَت
عادَت مَن است…
::
::
گفت : احوال ات چطور است ؟
گفتم اش : عالی است
مثل حال گل !
حال گل در چنگ چنگیز مغول !
(قیصر امین پور)
::
::
هیچ وقت نباید به اجبار خندید !
گاهی بــاید تا نهایت آرامش گــریه کرد …
لبخـــــند بعد از گریه ؛
از رنگــــین کمــــآن بعد از بـــآران هم زیبـــاتره …
::
::

اس ام اس عاشقانه
نمی گوید بیا
نمیگوید بمان
نمیگوید برو حتی راحتم بگذار
می آید حرف های عاشقانه میشنود
لبخند میزند و میرود
کارهرشب اوست
::
::
از وقتی که از کنار تو رفته‌ام
رفته‌ام
و هنوز به خود نیامده‌ام …
::
::
هیچ کس نمی فهمد
پالتو با دستکش های چرم کافی نیست
گاهی بیرون رفتن در این هوا دلِ گرم می خواهد
::
::
شماره عوضی نبود …
صدا اشتباه نبود …
صدا همان صدا بود …
چیزی دیگر انگار عوض شده بود …
چیزی شبیه دل …
::
::

“صفر را بستند ”
تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم!
::
::
خیلی وقت است که “بی تابم”
دلم تاب میخواهد
و یک هل محکم
که دلم هـــــری بریزد پایین
هرچه در خودش تلنبار کرده!
::
::
دارم از تــو حــرف می زنــم
امــــا روحــت هم از نوشــــته هــایم خبــر نــدارد
ایــــرادی نــــدارد یــاد تــو
به نوشتــــه هــایم رنــگ می دهــد
شــایــد دیگــری بخــــواند و آرام گیــــرد ذهــــن پریشــــانش…
::
::
امشب هم صحنه سازی می کنم
و خودم را گول می زنم ،
حتما اسب سپیدش بیمار شده بود
و نتوانست بیاید…!
::
::
به خودم افتخار میکنم که کم اثرترین ماده مخدر هستم!
به چشم خودم دیدم یکی که معتاد من شده بود مثل آب خوردن ترکم کرد
::
::
آدمهای شکسته دو دسته اند:
آنهایی ک یهویی از دست یک نفر افتاده اند…
آنهایی ک یواش یواش
از دست همه ترک برداشته اند…!
::
::
یکـــی بود یکــــی … مَــــــن میـــــروم قصه باید شــروع شود . . .
::
::
دنیاے بدون تو
شباهَت عَجیبــے با این غروب هاے لعنتـے دارد
دلـگیـر و دل گیــر و دل گیـر
::
::
برای قصه ای که با
“یکی بود و یکی نبود” شروع میشود
پایانی بهتر از
آوارگی کلاغ نمی توان نوشت…
::
::
مـــن می نویسم
و
تـــــــو
نـــمی خوانی !
امـــــــــــا
مخــاطب که تـــو باشــی…
مدیــــــونم اگر ننـــــــویسم…
::
::
مهم نـیـسـتــ . .
ایــن در بــﮧ کــدام پاشنــﮧ مــےچرخــد . . ،
مهم تویــے . .
کــﮧ نــﮧ مـ‌ـے آیــے، نــﮧ مـ‌ـے روـے . . .!
::
::
من یاد تو را تا کردم و لای آن کتاب حافظ روی طاقچه
که تو به من هدیه کرده بودی پنهان کردم …
آری خوب می دانم که دیگر نیستی
ولی چه کنم که همه ی فال هایم تا ابد بوی تو را خواهند داد ؟!
::
::
بدترین چیز اینه که با کسی نباشی ولی همه فکر کنن با خیلیایی …
::
::
تنهایی یعنی : من ، تو ، ما
یادت هست ؟ تمام شد …
::
::
جلد گرفته ام عشقم را با خیال و خاطره تا مبادا که تا بخورد حتی گوشه ای از احساسم زیر دست این همه تنهایی !
::
::
به سراغ من اگر می آیی ، تند و آهسته چه فرقی دارد ؟
“تو” به هر جور دلت خواست بیا !
مثل سهراب دگر جنس تنهایی من چینی نیست که ترک بردارد ؛ مثل آهن شده در تنهایی ، چینی نازک تنهایی من …


لینک باکس


ارسال نظر